سلام به همه دوستان

چند روزیه که میخوام بیام و بنویسم مطلب هم توی ذهنم زیاده ولی نمیدونم چرا حسش نیست بنویسم شاید یکی از دلایلش ماه رمضون باشه ... یه جورایی آدم دوست داره توی این ماه فقط آرامش داشته باشه و بیشتر به خدا نزدیک بشه و انجام کارهای غیرضروری رو کنسل کنه من خودم دوتا وقت دکتر داشتم که هردو رو موکول کردم به بعد از این ماه عزیز و بیشتر دوست دارم کسی کاری به کارم نداشته باشه ... اما متاسفانه مگه اطرافیان میزارن .

منظورم خواهرهای محترمه هستند آخر هفته برنامه شمال گذاشتند و با اینکه دو هفته مقاومت کردم که من همراهشون نرم اما نشد که نشد. آخرسر گفتم بابا میام فقط دست از سرم بردارید. غیر از فضیه ماه رمضون یکی از دلایلی که خیلی مایل به رفتن این سفر نیستم زیاد بودن تعداد خانواده هاست ... کلا بودن با جمع رو دوست دارم و مسافرت های جمعی رو ترجیح میدم به مسافرتهای دو یا سه نفره خودمون ولی وقتی تعداد همسفر ها دیگه خیلی زیاد میشه اون وقت اظهارنظر ها هم زیاد میشن و سلیقه ها هم متفاوت و یه مقدار هدایت کردن جمع سخت میشه. مخصوصا اینکه یکی دو تا آدم نخاله هم توی جمع باشن و فقط بخوان نظر خودشون رو به بقیه تحمیل کنن. من خودم معمولا توی سفرها تابع جمع هستم و سعی میکنم خیلی روی قضایا حساس نشم تا بهم خوش بگذره اکثر همسفرهامون هم همینجور هستند غیر از اون دو مورد که گفتم ... به نظر شما چه جوری باید با این جور نخاله ها رفتار کرد که هم اونها ناراحت نشن و دلخوری پیش نیاد و هم اینکه به همه خوش بگذره...

 

/ 8 نظر / 31 بازدید
ف

سلام.منم یه چیزایی می نویسم.اگه مایل بودی تبادل لینک کنیم. دخترت خیلی نازه.تازه اینکه متولد خرداده که بینظره.خردادیا کلا شخصیت خاصی دارن(مثل من!!!)[لبخند]

بی سرزمین تر از باد

سلام ممول عزیز در عمل ین چیزی که توی می خوای غیر ممکنه.اینکه بخوای توی یه جمع همه رو فکر نمی کنم بشه. ولی پیشنهاد می دم که شماها کار خودتون رو بکنین.کاری به کارشون نداشته باشین.

ستاره

سلام چرا بیوفا شدی و سرنمیزنی

ستاره

من خیلی راحت طلبم فقط سفرهایی که خیلی راحت باشه دوست دارم زود برسم به مقصد و همش استراحت باشه و گشت و گذار از اینکه برم سفر و بخوام بازم آشپزی کنم بیزارم یا اینکه همش بخوام غصه چه کنم چرا داشته باشم متاسفانه سفر خیلی جالب هم نداشتم

بهمن

سلام به خواهر مهربانم انشاالله که حالتون خوبه و مسافرت هم بشما خوش گذشته باشه [لبخند] و مشکلی هم با همسفران ؛ نداشتید [لبخند] ما هم برگشتیم [لبخند] و منتظر خوندن پست جدیدتون هستیم [لبخند][گل][گل]

بی سرزمین تر از باد

سلام ممول عزیز اساسی کم پیدا شدی دیگه هااااااااااااااا.غیبتت داره به چند ماه میرسه. البت آوا جان می دونم وقت نمی زاره واسه کسی.راستی حالش خوبه؟

خانومی

سلام عزیزم آوا خانوم چطورن ؟ [ماچ]